نقد رسانه ی روسی بر آزادی بیان آمریکایی

اینک؛ عصر طلایی سانسور

اینک؛ عصر طلایی سانسور

از هر 10 آمریکایی 9 نفر اظهار کرده‌اند: «حمایت از آزادی بیان بخش مهمی از دموکراسی آمریکایی است.» و «مردم باید بتوانند نظرات نامتعارف‌شان را ابراز کنند.» احسنت بر آمریکا!

به گزارش جهان نگر ؛

خیلی بد است که نمی‌توانیم از سانسور پول درآوریم، چرا که واقعاً در دوران طلایی سرکوب آزادی بیان به‌سر می‌بریم. چیزی که در جامعه‌ای چنین دوقطبی بر سر آن توافق داریم این است که کسانی که مخالف نظرات ما هستند باید خفه شوند.

به‌طور رسمی آزادی بیان حکمی بسیار کلیدی و مهم در باور مدنی مملکت ماست و درواقع بر‌روی کاغذ، همهٔ ما عاشق آزادی بیان هستیم. در تحقیقی که موسسهٔ نایت در سال ۲۰۲۲ انجام داد، از هر ۱۰ آمریکایی، ۹ نفر اظهار کرده‌اند: «حمایت از آزادی بیان بخش مهمی از دموکراسی آمریکایی است.» و «مردم باید بتوانند نظرات نامتعارف‌شان را ابراز کنند.»  احسنت بر آمریکا!

افراد زمانی که نظر نامتعارف خاصی را به بیان درمی‌آورند، چندان مورد تشویق و استقبال قرار نمی‌گیرند. ۷۰ درصد پاسخ‌دهندگان به سوالات این پژوهش گفته‌اند که مثلا ارائهٔ اطلاعات غلط مربوط به کووید ۱۹ باید ممنوع شود. برخی حتی لازم دانسته‌اند کسانی که این اطلاعات را انتشار می‌دهند (با این‌که بعضی از این اطلاعات می‌توانند درست از آب درآیند) به زندان انداخته شوند.

جوان‌ترها اغلب دل‌شان می‌خواهد کسانی که با آن‌ها مخالف هستند، پوزه‌شان را ببندند. یک نظرسنجی در مورد بیان نظرات و آزادی‌های فردی در بنیاد کالج‌پاس نشان می‌دهد ۷۱ درصد از دانشجویان امروزی کالج‌ می‌گویند کسانی که افراد تراجنسیتی را بیماران روانی تلقی می‌کنند باید از بیان نظرات‌شان منع شوند و آن‌ها همچنین طرفداران اندیشهٔ «جان سیاه‌پوستان مهم است» را گروهی منفور می‌دانند. ۵۷ درصد از این دانشجویان گفته‌اند فعالان مخالف سقط جنین نباید اجازهٔ سخنرانی برای عموم را داشته باشند.

اگر نطق چالش‌برانگیزی درنهایت به گوش عموم مردم برسد چه؟ نظر ۶۳ درصد دانشجویان این است که اگر قرار است چیزی مخالف نظر آن‌ها بیان شود، بهتر است گوینده دهانش را ببندد.   

البته این روزها اهداف اصلی سانسور نیز همین جوان‌‌ترها هستند.

در کالج خودم در کلمبیا، روسا مانند آوار بر سر دانشجویان صلح‌طلبی که خواهان آتش‌بس در غزه‌ هستند، خراب شده‌اند. این دانشجویان همچنین از دانشگاه خواسته‌اند شرکت‌های وابسته به اسراییل را از سرمایه‌گذاری‌های مالی در دانشگاه‌شان محروم کند. در ماه نوامبر، مدت‌ها قبل از آن‌که پردیس‌های دانشگاهی و کالجی دانشگاه شاهد گسترش گردهمایی‌ها و اعتراض‌های کنونی باشد، دانشگاه کلمبیا دو دسته از دانشجویان را از تحصیل تعلیق کرد؛ «دانشجویان طرفداران عدالت در فلسطین» و «صدای یهودیان برای صلح».

چرا؟ هیچ پاسخ درستی ارائه نشد. به گزارش نیویورک تایمز، دانشگاه هیچ‌گاه توضیح نداد این دانشجویان دقیقاً چطور این کار را انجام داده‌اند، جز آن‌که فقط گفت: «آن‌ها رویدادهای بدون مجوزی برگزار کرده‌اند که شامل ارعاب و لفاظی‌های تهدیدکنندهٔ’ کلی بود.» من به‌عنوان یک دانش‌آموخته و یکی از باسابقه‌های اعتراض‌های آنجا می‌توانم تصدیق کنم که طبق قوانین کلمبیا تظاهرکنندگان ملزم به کسب مجوز از مقامات دانشگاه نیستند.

هیچ‌یک از معترضین طرفدار فلسطین در کلمبیا مرتکب خشونت یا تهدید خشونت‌باری نشده بود. درواقع هنوز دست به چنین کارهایی نزده‌اند.

پس از آنکه دانش‌آموختگان ثروتمند طرفدار اسراییل بخشش‌های‌شان را پس گرفتند، رییس مال‌دوست دانشگاه کلمبیا، نعمت مینوش شفیق در شهادت داوطلبانه‌اش در کپیتال‌هیل بسیار جاهلانه عمل کرد. او با یهودستیز خواندن شعار «فلسطین، از رودخانه تا دریا، آزاد خواهد بود.» (در حالی‌که این‌طور نیست)، پیش از دسیسه‌ای از سمت آدمکش‌های راست افراطی در کنگرهٔ آمریکا، به‌آرامی خودش وارد دسیسه‌چینی شد و اظهار کرد در پردیس کلمبیا یهودستیزی حکمفرماست (که دروغ است). او همچنین ادعا داشت بازجویی‌هایی را در خصوص اساتید طرفدار فلسطین آغاز کرده بود (اگر چنین بود، این اتفاق جدیدی برای آن‌ها بود) و زمانی‌که قانون‌گذاران جمهوری‌خواه تقاضا کردند یکی از اساتید مطالعات خاورمیانه، آفریقا و جنوب آسیا که مقیم دانشگاه بود به این‌دلیل که حملهٔ ۷ اکتبر حماس را «فوق‌العاده» خوانده بود (که این ادعای نادرستی است)، از این دانشگاه اخراج شود، او موافقت کرده بود که از شر او اساتید دیگری چون او خلاص شوند.

شفیق برای تاکید بر گفتهٔ خود، دانشجویان معترض طرفدار فلسطین را از تحصیل معلق کرد و از پلیس تا بن دندان مسلح نیویورک‌ سیتی آن‌ها را با خشونت دستگیر کرده و اموال شخصی‌شان را بدزدد. نیروهای امنیتی پردیس دانشگاه، ایستگاه رادیویی WKCR‌را تعطیل کرد تا خبرنگاران دانشجویی دیگر قادر به گزارش اخبار نباشند.

متولیان فاشیست موسساتی چون پرینستون، یواس‌سی، یو‌تی آستین، امرسون، کال استیت پولی هامبولت و اموری نیز دستور اقدامات محدودکنندهٔ مشابهی را برای اعتراض‌ها دادند و پلیس آتلانتا به‌هنگام متوقف کردن دانشجویان با گارد و باتوم با آن‌ها برخورد کردند.  تاکتیک‌های خشونت‌بار تنها زبانه‌های این آتش را شعله‌ورتر می‌کند، این حقیقتی است که پس از اجتماع دوبارهٔ معترضین بلافاصله پس از سرکوب، تایید می‌شود. آسنا تبسم، دانشجوی ممتاز دانشگاه یو‌اس‌سی که به‌دلیل مسلمان بودن و حمایت از مردم غزه، حق خطابهٔ جشن فارغ‌التحصیلی را از دست داد، تنها به این دلیل که مورد سانسور قرار گرفت، توجه بسیار بیشتری را از آن پیام خود کرد.

البته کارفرمایانی که از کشتار مردم غزه توسط اسراییل حمایت می‌کنند، از آن‌جایی که نمی‌‌خواهند از این لحظهٔ مک‌کارتی جا بمانند، دست به اخراج خبرنگاران، معلمین، ورزشکاران، ویراستاران و آی‌تی‌کارهایی می‌زنند که نظرشان مخالف آن‌هاست. مایک جانسون، سخنگوی خانهٔ جمهوری‌خواهان راست افراطی، تقاضا کرده‌ است که آن دسته از کارگران دولتی‌ که با این کشتار مخالفند اخراج شوند و این درحالی است که گروهی از مدیرعامل‌های شرکت‌های طرفدار نسل‌کشی در حال تهیهٔ بلک‌لیستی از دانشجویان طرفدار فلسطین هستند و قصد دارند آن‌ها را در شرکت‌های بزرگ توزیع کنند تا این جوان‌ها پس از فارغ‌التحصیلی نتوانند شغلی برای خود بیابند. (فعالان دانشجویی برای این‌که توسط مدافعان متعصب جنگ اسراییل شناسایی نشوند، به استفاده از ماسک و سربند روی آورده‌اند)

کسانی که به سانسور متوسل می‌شوند، از این رو دست به این کار می‌زنند که پیام معتبر و باورپذیری از خود ندارند.  زمانی‌که اکثریت قریب‌به‌اتفاق مردم آمریکا، چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه، فعالیت‌های اسراییل (متحد قدیمی آمریکا) را رد می‌کنند، واضح است که این استعارهٔ ضعیف و متداول که «اگر با اسراییل مخالف هستی، پس ضدیهود هستی» دیگر جواب نمی‌دهد. ما دیگر نمی‌ترسیم.

کسانی که استدلال تصدیق‌آمیزی برای موضع خود ندارند، همانند آن دسته از احزاب سیاسی که سعی دارند رای حزب مقابل را از آن خود کنند، می‌خواهند کاری کنند که طرف مقابل‌ که دارای استدلالی قوی است، قادر به بیان دیدگاه‌های خود نباشد.

سانسور درواقع ابزار دست کسانی است که می‌دانند حق با آن‌ها نیست.

سانسور صداهای ضدجنگ مقولهٔ جدیدی نیست. دانشگاه کلمبیا گروهی از دانشجویان مخالف جنگ ویتنام را در سال 1968 از تحصیل تعلیق و اخراج کرد. در سال 2022 با آغاز جنگ روسیه اوکراین، دولت آمریکا و عوامل رسانه‌ای‌اش  مجراهای رسانه‌ای روسیه را سانسور کرد، فرهنگ روسی را مورد بایکوت قرار داد و حتی به گربه‌های روسی حمله نمود. اما حقایق مربوط به کشور اوکراین (رییس‌جمهور فاسدش، رابطهٔ این کشور با نئونازیسم، رژیم ضددموکراتیکش و شانس پایین موفقیتش در جنگ) همچنان در حال انتشار است.

اما نمی‌توان در برابر اقداماتی که برای خاموش کردن صداهای وجدان و آگاهی انجام می‌شود، چندان هم خوشبین بود. هر میزانی از سانسور جمعی ردی از کلبی‌گری، صداهای خفه‌شده، مشاغل بازمانده از رشد و گسترهٔ منقبض‌شدهٔ آزادی بیان را بر جای می‌گذارد. شبکهٔ الجزیره-آمریکا و برنامهٔ فیل دوناهو را در ام‌اس‌ان‌بی‌سی به یاد دارید؟

آن‌ها خسارت‌ سانسورهای جنگ با تروریسم در دورهٔ بوش بودند، در حال حاضر می‌توانیم از آن‌ها استفاده کنیم.

اما باز انسان‌های خوبی را با دیدگاه‌های پراهمیت‌شان از دست می‌دهیم.

 

 

 

 

 

نظرات