خواندن این کتاب ترسناک برای هر رهبر جهانی ضروری است

زمستان هسته ای که تخمین زده می شود ۵ میلیارد نفر را بکشد!

زمستان هسته ای که تخمین زده می شود 5 میلیارد نفر را بکشد!

ژنرال "رابرت کهلر"، فرمانده سابق STRATCOM گفت که جهان ممکن است ظرف چند ساعت آینده به پایان برسد. یک دقیقه طول کشید تا سوال بعدی ام را بپرسم، زیرا آمدن این پاسخ از طرف شخصی در آن مقام - که مهمترین نقش در کل دستگاه هسته ای بود - که واقعاً ذهن من را متحیر کرد.

به گزارش جهان نگر ؛

جنگ هسته ای موضوعی است که کمتر کسی به آن فکر می کند. ما گاهی اوقات آن را غیرقابل تصور می دانیم. اما ما باید به این موضوع توجه کنیم  و به خصوص با وجود مقامات بلندپایه خارجی که ممکن است دلیلی برای بی اعتمادی به انگیزه های ما داشته باشند، همانطور که آنها به انگیزه ما اعتماد ندارند، در مورد اینکه چگونه می توانیم به طور جمعی از پرتاب سلاحی که به تمدن ما پایان می دهد اجتناب کنیم.

کتاب جدید به‌ موقع منتشر شده "آنی جاکوبسن"، فینالیست جایزه پولیتزر، جنگ هسته‌ای؛ یک سناریو، کتابی است که به سرعت می‌تواند تهدید هسته‌ای را به طور کامل در رادار همگان قرار دهد. موضوع داستانی این کتاب، همانطور که از عنوان نشان می‌دهد، یک سناریوی مبتنی بر واقعیت (هر چند خوشبختانه تخیلی) است که نشان می‌دهد چگونه پرتاب هسته‌ای می‌تواند با سرعتی سرسام ‌آور به جنگ جهانی سوم تبدیل شود.

"جاکوبسن" رویکرد سینمایی خود را با جزئیات توضیح می دهد که چگونه به اینجا رسیدیم، از جمله بحث در مورد برنامه عملیاتی یکپارچه آمریکا (SIOP) برای جنگ هسته ای عمومی - که در دهه ۱۹۶۰ طراحی شد و همانطور که "جاکوبسن" در این گزیده کتابی که امروز منتشر شده است نوشت، کم و بیش دستوری برای پایان جهان بود، زیرا این جنگ هسته ای است: یک فرض بد، یک شلیک، یک تلافی، و یک پدیده غیرقابل توقف است

جلد کتاب

 

کتاب شما ترسناک است چه چیزی باعث شد که بخواهید با این جزئیات بنویسید که چگونه یک جنگ هسته ای می تواند رخ دهد؟

من به عنوان یک گزارشگر امنیت ملی، شش کتاب قبلی در مورد برنامه های نظامی و اطلاعاتی- سیا، پنتاگون، دارپا - نوشته ام که همه برای جلوگیری از جنگ جهانی سوم هسته ای طراحی شده اند. در دوران دولت ترامپ، در میان لفاظی‌های «آتش و خشم»، شاهد صحبت‌های آزادانه فرماندهان و معاونان STRATCOM در C-SPAN در مورد خطرات موجود در آن بودم. شروع کردم به تعجب، خدای من، اگر بازدارندگی شکست بخورد چه اتفاقی می افتد؟ من شروع به مصاحبه با مردم در دوران کووید کردم، زمانی که مردم زمان بیشتری برای شخصی مثل من در اختیار داشتند - و این شروع روند وحشتناکی بود که متوجه شدیم جنگ هسته‌ای، در اصل، مجموعه‌ای از وقایع است و پس از شروع آن تقریباً به طور حتم متوقف نخواهد شد.

 

مردم ایالات متحده از زمان جنگ سرد تا کنون به سلاح های هسته ای فکر نکرده اند. ما امروز کشورهای هسته‌ای بیشتری داریم، اما سلاح‌های بسیار کمتری در زرادخانه جهانی داریم. آیا ما الان امن تریم؟ (آیا ما الان از امنیت بیشتری برخورداریم؟)

خب، همانطور که در کتاب نشان می‌دهم، برای راه‌اندازی یک واکنش زنجیره‌ای برای آزاد کردن زرادخانه فعلی، که به جلو در موقعیت‌های پرتاب در حالت هشدار مستقر می‌شود و می‌تواند در کمتر از یک دقیقه شلیک شود، فقط یک سلاح لازم نیست. 15 دقیقه برای زیردریایی ها. در حال حاضر تسلیحات کافی در آن موقعیت ها وجود دارد که می تواند یک زمستان هسته ای را آغاز کند، زمستانی که تخمین زده می شود 5 میلیارد نفر را بکشد.

تعدادشون خیلی زیاده؟ کاملا. آیا پیشرفت کرده ایم؟ بالاترین رکورد در سال ۱۹۸۶ تعداد۷۰۴۸۱ سلاح هسته ای بود. در حال حاضر، تقریبا ۱۲۵۰۰ وجود دارد. اما به نظر شما، نه کشور مجهز به سلاح هسته ای وجود دارد، نه فقط دو یا سه ابرقدرت. و این ناشناخته های زیادی را نشان می دهد که ناراحتی جدی و فضایی برای فاجعه ایجاد می کندبنابراین ممکن است ما از امنیت کمتری برخوردار باشیم زیرا واقعاً نمی دانیم برخی کشورها چگونه ممکن است رفتار کنند - به ویژه کشوری مثل کره شمالی

کاملا. گزارش و نگارش این کتاب یکی پس از دیگری شگفتی ساز بود. به عنوان مثال، من تا زمانی که با کارشناسان هسته ای ایالات متحده تایید نکردم که کره شمالی هیچ یک از آزمایش های موشکی خود را اعلام نمی کند، نمی دانستم در حالی که سایر کشورها اعلام می کنند. کره شمالی از ژانویه 2022 تعداد 100 موشک پرتاب کرده است. پس از خواندن کتاب من، متوجه خواهید شد که چه اتفاقی برای دستگاه فرماندهی و کنترل هسته ای ایالات متحده می افتد در چند ثانیه و چند دقیقه پس از پرتاب توسط سیستم فوق ماهواره ای پیشرفته ای که ما در اختیار داریم مشاهده می شود. اکنون می توانید تصور کنید که در آن مراکز فرماندهی چه می گذرد.

یک دیوانگی کامل

تصور کن!

چیزی که واقعاً مرا شگفت زده کرد سرعت باورنکردنی وقوع یک جنگ هسته ای است

ژنرال "رابرت کهلر"، فرمانده سابق STRATCOM، به من گفت که جهان ممکن است ظرف چند ساعت آینده به پایان برسد. یک دقیقه طول کشید تا سوال بعدی ام را بپرسم، زیرا آمدن این پاسخ از طرف شخصی در آن مقام - که مهمترین نقش در کل دستگاه هسته ای بود -  که واقعاً ذهن من را متحیر کرد.

"دیتو" برای مصاحبه ای می رود که من با "کریگ فوگیت"، رئیس FEMA رئیس جمهور باراک اوباما انجام دادم. البته، FEMA  سازمانی است که مسئول برنامه ریزی حفاظت از جمعیت برای شهروندان آمریکایی در صورت وقوع طوفان، سیل، زلزله است. "فوگیت" به من گفت که پس از یک جنگ هسته ای، هیچ برنامه ریزی برای حفاظت از جمعیت وجود نخواهد داشت زیرا همه خواهند مرد.

و کمکی نیز نمی آید

خوب مردم چه کار کنند؟ او کم و بیش گفت: خودت زنده بمان و اخلاق را فراموش نکن و امیدوارم پدیالیت تهیه کرده باشی - زیرا مسمومیت با تشعشعات باعث استفراغ و اسهال می‌شود و تمام الکترولیت‌ها از بین می‌روند که منجر به مشکلات ثانویه می‌شود.

من از کتاب شما یاد گرفتم که FEMA نقش منحصر به فردی را در صورت حمله هسته ای ایفا می کند و آن چیزی نیست که انتظار می رود.

درست است. در دهه‌های 50 و 60، موضع ایالات متحده این بود که جنگ هسته‌ای را می‌توان جنگید و پیروز شد. این دیگر یک موضع رسمی نیست. اما برنامه‌هایی برای تداوم برنامه‌های دولت تدارک دیده شد - این ایده که دولت باید بدون توجه به هر اتفاقی به کار خود ادامه دهد فقط یک خیال است.

شنیدن سخنان "بیل پری"، وزیر دفاع سابق آمریکا، در مورد جنون، هرج و مرجی که در صورت وقوع یک جنگ هسته‌ای در ذهن او به وجود می‌آید، واقعاً احساس می‌کنید که تمدن شکست خواهد خورد. من معتقدم یکی از دلایلی که بسیاری از این منابع برای من ثبت شده اند این است که آنها می دانند این یک حقیقت است و آنها می دانند که تغییر مسیر حرکت ما به عهده مردم است. منظورم این است که، خدای من، حتی در حین انجام این مصاحبه، قدرت نمایی نظامی در جریان است.

کابوس‌های هسته‌ای بالقوه طیف وسیعی از انفجارهای تصادفی گرفته تا یک حمله "بریدن سر" عظیم و استفاده از یک بمب هسته‌ای کوچک در میدان جنگ را شامل می‌شود. شما سناریوی دیوانه واری را انتخاب کردید: کره شمالی به طور غیرقابل توضیحی یک موشک دوربرد به سمت واشنگتن دی سی پرتاب می کند. چرا این گزینه؟

من یک سری مصاحبه با فیزیکدان "ریچارد گاروین"، که اکنون 95 سال دارد، انجام دادم. او مسلماً آگاه ترین فرد در مورد سلاح های هسته ای در این سیاره است و احتمالاً در مورد سیاست ها در طول تاریخ بیشتر می داند زیرا او 23 یا 23 ساله بود. 24 ساله بود که اولین بمب هسته ای را طراحی کرد.

در آزمایش "آیوی مایک"، با 10.4 مگاتن قدرت - حدود 1000 هیروشیما منفجر شد. "گاروین" به من گفت که بزرگترین ترس او اکنون و همیشه همین نظریه "مرد دیوانه" است که شما به آن اشاره کردید. او از عبارت فرانسوی Après moi, le déluge - بعد از من، سیل - استفاده کرد و به این ایده اشاره کرد که یک رهبر دیوانه، خودخواه و خودشیفته می تواند به دلایلی که هیچ کس هرگز نمی داند، یک سلاح هسته ای پرتاب کند.

و برای حمله متقابل به کره شمالی، مانند سناریوی شما، ایالات متحده باید موشک هایی را بر فراز روسیه بفرستد، روسیه که سیستم هشدار اولیه بسیار غیرقابل اعتمادی دارد.

درست است. یادگیری در مورد محدودیت های تکنولوژیکی برخی از سیستم های روسی به همان اندازه هر بخش از گزارش این کتاب وحشتناک بود.

تقریباً مثل این است که بخواهید با روس‌ها تماس بگیرید و بگویید، نگاه کنید، فقط فناوری ما را بگیرید تا با هشدار اشتباه راه‌اندازی نکنید - اما ایالات متحده هرگز این کار را نخواهد ‌کرد.

فرصت‌های زیادی برای گفت‌وگو با روس‌ها وجود داشته است - پوتین در زمان دولت کلینتون در مورد پیوستن به ناتو سوال کرد. شخص واقعاً باید به رهبران خود تکیه کند تا به جای قدرت نمایی نظامی به برقراری ارتباط فکر کند، زیرا امیدوارم کتاب من با جزئیات وحشتناک نشان دهد که جنگ هسته ای چقدر وحشتناک خواهد بود و ما در بازی های جنگی پیامبر سرافراز می دانیم که هر طور که شروع شود، به آخرالزمان هسته ای ختم می شود.

پیش از این لازم است بدانید، پیامبر مغرور Proud Prophet مجموعه ای از بازی های جنگی طبقه بندی شده بود که رئیس جمهور "رونالد ریگان" در سال ۱۹۸۳ دستور آن را داد. برنامه ریزان غیرنظامی و نظامی به مدت دو هفته گرد هم آمدند تا سناریوهایی را که می تواند جرقه جنگ هسته ای را آغاز کند و ببینند که چگونه عمل می کنند.

اینکه این بازی از طبقه بندی خارج شد جالب است. بازی های جنگ هسته ای یکی از حسادت بر انگیزترین اسرار دولت است. من یک نسخه از چند صفحه از بازی جنگی که از طبقه بندی خارج شده بود را چاپ کردم - 95 درصد ویرایش شده است. این به معنای واقعی کلمه چند تیتر و چند عدد است، اما وقتی چنین چیزی از طبقه بندی خارج می شود، برای مردم بسیار ارزشمند می شود. فردی مانند "پل براکن" - یک استاد غیرنظامی در ییل که در Proud Prophet شرکت کرد - اکنون می تواند در مورد آن به طور کلی صحبت کند. او در کتاب خود نوشت که همه بسیار افسرده رفتند، زیرا مهم نیست که سناریوی هسته‌ای چگونه آغاز می‌شود - اگر ناتو درگیر باشد یا نباشد، چین درگیر باشد یا نه - همیشه به همین شکل ختم خواهد ‌شد، وحشتناک‌ترین راه، زیرا آمریکا سیاست "راه اندازی در مورد هشدار" را در پیش گرفته است.

ما منتظر جذب یک ضربه هسته ای نیستیم. هنگامی که یک موشک در راه است و تایید ثانویه از رادار زمینی وجود دارد، از رئیس جمهور خواسته می شود تا یک حمله متقابل انجام دهد. در کتاب - من رئیس جمهور این را می‌پرسم چون در بحث من با منابع مطرح شد - او می‌گوید: از کجا بفهمیم که این یک سلاح هسته‌ای است؟

و ما نمی دانیم

این یک واقعیت است. پاسخ این است، خوب، این می تواند یک سلاح بیولوژیکی باشد. پاسخ دیگری که به من گفته شد این است که هیچ کس موشک بالستیک به سمت ایالات متحده پرتاب نمی کند، مگر اینکه منتظر حمله متقابل باشد. بنابراین اکنون شما در حال حلقه زدن به دنیای "اورولی" هستید: این بازدارندگی است. بازدارندگی حفظ خواهد شد. جرات نداری به سمت ما شلیک کنی و گرنه که بر اساس نظریه های بازدارندگی، به دلیل نیاز به ضد حمله نقش اساسی دارد. جایی برای گفتن نیست، خب، شاید صبر کنیم و ببینیم.

وقتی بازدارندگی را بشکنید، همه چیز از پنجره بیرون می‌رود

درست است. یکی از دلهره‌آورترین نقل‌قول‌های کتاب از قول معاون فرمانده STRATCOM،ژنرال "تام بوسیر" است. من بحث طبقه بندی نشده ای را پیدا کردم که او با افراد داخلی داشت، و نقل قول در امتداد خطوطی است که وقتی بازدارندگی شکست می خورد، همه چیز حل می شود. در ثانیه ها و دقیقه ها و ساعت ها - نه روزها و هفته ها و ماه ها

تمدن دوازده هزار ساله در چند ساعت خاموش شد.

ژنرال "کهلر" وقتی این حرف را می زد، شوخی نمی کرد

درباره «راه اندازی در هشدار» بیشتر بگویید. شما به "پل نیتزه"، وزیر دفاع سابق و مشاور رئیس جمهور سابق اشاره می کنید که این سیاست را "غیر قابل توجیه خطرناک" خوانده است. رئیس جمهور بوش، اوباما و بایدن خواستار لغو آن بودند. پس چرا هنوز سر جایش است؟

می‌خواهم تشکر کنم "ویلیام بور"، که پروژه اسناد هسته‌ای را در آرشیو امنیت ملی در دانشگاه جورج واشنگتن اجرا می‌کند، زیرا بسیاری از این نقل‌قول‌ها و اسناد از آن سازمان می‌آیند، که آنها را برای روزنامه‌نگارانی مانند من قابل دسترس کرده است. "نیتزه " یکی از بزرگ ترین شاهین های دوران جنگ سرد بود. داشتن صحبت های چنین مردی که ضبط شده و گفتن این که این موضوع  غیرقابل توجیه و خطرناک است، خیلی چیزها را نشان می دهد.

چندین رئیس جمهور با این وعده که این سیاست خطرناک را تغییر خواهند داد، کمپین انتخاباتی کرده اند، اما پس از آن رئیس جمهور می شوند و دیگر هرگز خبری از آن نخواهید داشت. این به نوعی مخفی کاری است که خطرناک است و قابل تغییر است. من جنگ هسته‌ای را نوشتم: سناریویی برای افراد غیرمجاز که می‌توانند در یک شب آن را از بین ببرند، هر چقدر هم که وحشتناک باشد. من خواننده را با بحث و جدل یا اصطلاحات خاص درگیر نمی کنم، زیرا این موضوعی است که همه باید بدانند. زیرا تنها در شناخت آن امکان تغییر وجود دارد. ما می‌توانیم به روز بعد از نبرد نگاه کنیم، چیزی که در محافل داخلی به عنوان سیاست معکوس ریگان در سال 1983 شناخته می‌شود.

صبر کن این به چه معناست؟

بنابراین در سال 1983 - من اینجا با خودم قرار می گذارم - دانش آموز دبیرستانی بودم. و من فیلم  The Day After را در ABC تماشا کردم.

منم همسن تو بودم و این فیلم را دیدم

این یک روایت تخیلی از جنگ هسته ای بین آمریکا و روسیه شوروی است و نیمی از کشور آن را تماشا کردند. جالب اینجاست که در پشت صحنه، ABC برای پخش نکردن آن فشار زیادی را متحمل شد. خوب، یک آمریکایی بسیار مهم آن را تماشا کرد: ریگان یک نمایش خصوصی در کمپ دیوید داشت. رئیس ستاد او سعی کرد به او پیشنهاد دهد که آن را تماشا نکند، اما او این کار را کرد و او در دفتر خاطرات خود نوشت که "به شدت افسرده" شده است، و تلفن را برداشت و با گورباچف [رئیس جمهور وقت شوروی سابق] تماس گرفت و دو رهبر با هم ارتباط برقرار کردند - که واقعاً تنها راه حل برای هر یک از این مشکلات است.

به دلیل آن ارتباطات و به دلیل کنفرانس آنها و به دلیل معاهده، زرادخانه هسته ای جنون آمیز به 12500 عددی که اکنون داریم کاهش یافته است که کاهش قابل توجهی است. موضع رئیس جمهور قبل از دیدن The Day After رویکردی بسیار سخت تر و تندتر بود. او موضع خود را تغییر داد و بسیار بدتر شد.

"راه اندازی در هنگام هشدار" فشار فوق العاده ای بر رئیس جمهور وارد می کند. موردی که در سناریوی شما وجود دارد کاملاً غیر منتظره است. او هرگز تمرین نکرده است. هیچ کس به او نگفت که فقط شش دقیقه فرصت دارد تا از منوی صبحانه دنی از گزینه های وجودی در پاسخ به آنچه ممکن است یک بمب هسته ای باشد یا نباشد، انتخاب کند. باورش سخت است که پنتاگون هر رئیس جمهور جدیدی را در یک سری بازی های جنگی قرار نمی دهد.

منم مثل شما تعجب کردم اما این از چند وزیر دفاع و مشاور امنیت ملی می‌آید - افرادی که در موقعیتی هستند که می‌توانند به رئیس‌جمهور در مورد ضدحمله هسته‌ای مشاوره دهند. بهترین جمع بندی از "لئون پانتا" بود، که توضیح داد به عنوان رئیس دفتر کاخ سفید شاهد این واقعیت بود که رئیس جمهور در درجه اول به مسائل داخلی توجه دارد - مانند محبوبیت او. از "پانتا" پرسیدم زمانی که مدیر سیا بود چقدر از او مطلع بود، و او گفت تقریباً اصلاً اینطور نیست، زیرا سیا در مورد اطلاعات است، نه در مورد عملیات هسته ای.

تنها زمانی که او وزیر دفاع شد، واقعاً به خانه رسید، سنگینی همه اینها. او در مورد بازدید از سیلوهای موشک، پایگاه‌های زیردریایی و پناهگاه‌های فرماندهی هسته‌ای صحبت کرد - وقتی به چنین مکان‌هایی بروید، کل دیدگاه شما تغییر می‌کند. و به همین دلیل است که من معتقدم که او مایل بود به رکورد ادامه دهد. شما واقعاً این حس را پیدا می‌کنید که وقتی همه چیز شروع می‌شود، متزلزل هستند و تصمیم‌هایی که خارج از کنترل همه هستند، به دنبال دارد

درست است و ادامه حیات ما نه تنها به ارتباطات و فرآیندهای داخلی ما بستگی دارد، بلکه به دشمنان ما نیز بستگی دارد که ما اطلاعات کمی در مورد آن ها داریم.

کاملا

کتاب شما برخی از افسانه‌های رایج، به عنوان مثال این باور که ایالات متحده می‌تواند یک موشک هسته‌ای وارده را ساقط کند، درهم شکسته است. ما واقعاً نمی توانیم در برابر سلاح های هسته ای دفاع کنیم، می توانیم؟

ما نمی توانیم این کار رانجام دهیم. این ادعا فانتزی محض است. در طیف نهایی حقیقت‌سنجی، من کتاب را توسط یک ژنرال خواندم که این سناریوها را برای NORAD اجرا کرد. تقریباً امیدوار بودم کسی بگوید، "آنی"، تو باید این قسمت را از کتاب حذف کنی، زیرا ما یک گنبد آهنی مخفی داریم که نمی‌توانی درباره‌اش گزارش بدهی. نه! حقیقت این است که ایالات متحده به 44 موشک رهگیر برای جلوگیری از هرگونه موشک وارده متکی است. روسیه به تنهایی دارای 1674 کلاهک هسته ای در موقعیت "آماده پرتاب" است. علاوه بر این، طبق گزارش های کنگره، رهگیرها تنها تقریباً 50 درصد مؤثر هستند.

و این موضوع تحت بهترین شرایط ممکن است

کاملاً، مانند زمانی که در حال انجام آزمایش هستید و دقیقاً می دانید که موشک قرار است کجا باشد. این یک آزمون تنظیم شده است. بنابراین مردم این ایده را دارند که ما یک سپر از نوع گنبد آهنی داریم  و ما چنین چیزی نداریم.

بیت معکوس ریگان مرا به یاد لحظه ای از سناریوی شما می اندازد. وزیر دفاع شما به عنوان رئیس جمهور سوگند یاد کرد زیرا رئیس جمهور و سایر افراد در صف جانشینی مرده یا AWOL هستند و او این لحظه انسانیت را دارد. روسیه همه موشک های ICBM  خود را به سمت ما راه اندازی کرده است، بنابراین ما می دانیم که از بین رفته ایم  و رئیس جمهور جدید می پرسد: چرا اکنون پاسخ دهید اگر تنها کاری که انجام می دهد این است که میلیون ها نفر دیگر را بکشد؟ فرمانده STRATCOM می گوید، نه، ما این کار را انجام می دهیم. بشریت در حال حاضر محکوم به فنا است، با این حال روسیه و ایالات متحده به پرتاب سلاح های خود ادامه می دهند تا زمانی که عملاً هیچ سلاحی باقی نماند. مزخرف است اما آیا بخش واقع بینانه است؟

اگر با منابعی که من با آنها صحبت کردم صحبت کنید. بسیاری از موقعیت‌های تصمیم گیری مربوط به وزیر دفاع ناشی از گفتگوهای متعدد من با وزیر دفاع سابق "بیل پری" است، که در این مورد بسیار فکر کرده است – و روند فکری یک فرد چگونه خواهد بود. هدف از گنجاندن این سوال نشان دادن این بود که چگونه جنون MAD - تخریب تضمین شده متقابل - به وجود می آید.

من از [مهندس بازنشسته اسلحه] "گلن مک داف" - متصدی موزه طبقه بندی شده در آزمایشگاه ملی لوس آلاموس - سؤالی را که به نوعی از من می پرسید پرسیدم: او به عنوان یک خودی درباره این تصور که مردم از آن پیروی نمی کنند چه فکر می کرد. سفارشات؟ او اساساً گفت: آنی، من شرط‌بندی روی پاوربال را پیشنهاد می‌کنم، زیرا تو در آن شانس بیشتری برای برنده شدن نسبت به شرط بندی روی یک فرد رده بالا در سیستم فرماندهی و کنترل هسته ای که از دستورات پیروی نمی کند

درست است. به نظر می رسد که افراد در ساختار فرماندهی و کنترل هسته ای این سناریوها را بارها و بارها تکرار کرده اند. آنها تا حدی درگیر خلبان خودکار هستند. موضوعی که به مفهوم «میمون‌های روی تردمیل» که در اواخر کتاب درباره آن می‌نویسید، می‌رسد: ما این طرح را انجام داده‌ایم، و آن را دنبال می‌کنیم - حتی اگر کاملاً دلخراش باشد.

میمون‌های روی تردمیل مفهومی بسیار درخشان بود. این به دوران جنگ سرد برمی گردد، زمانی که به عنوان استعاره ای برای افرادی استفاده می شد که برده وار در این مسابقه تسلیحات هسته ای دنبال می شدند.

اما جالب‌تر حکایت امروزی بود که پیدا کردم. این یک آزمایش علمی بود که هیچ ربطی به استعاره اصلی نداشت، اما به معنای واقعی کلمه میمون روی تردمیل بود. محققان در حال مطالعه روی دوپا بودند: آنها انسان ها را روی تردمیل و میمون ها را روی تردمیل گذاشتند. به طور حکایتی، یکی از دانشمندان گفت  و من به تعبیری می گویم، که برخی از میمون ها از راه رفتن تا ناکجاآباد سیر شدند و از تردمیل پیاده شدند.

من با خودم فکر می کردم، خدای من، میمون ها از انسان ها باهوش ترند در مورد نابودی مطمئن و متقابل

 

 

انتشار این دست از اخبار و محتواها به معنای تایید آنها نیست، هدف صرفا اطلاع رسانی و آگاهی بخشی است.

نظرات

پیشنهاد سردبیر