آیا درگیری‌های قومی در کشورهای بالتیک می‌تواند به جنگ بعدی دامن بزند؟

آیا درگیری‌های قومی در کشورهای بالتیک می‌تواند به جنگ بعدی دامن بزند؟

اشپیگل داستان یک زن لتونیایی را بازگو کرد که پسر عمویش نامه ای دولتی دریافت کرد که در آن اعلام شده بود "باید فوراً کشور را برای حفاظت از امنیت ملی ترک کند." ماموران فدرال مدت کوتاهی پس از آن در درب منزل او ظاهر شدند و یک ساعت به او فرصت دادند تا قبل از فرستادن او به بازداشتگاه برای اخراج به روسیه، وسایل خود را جمع آوری کند.

به گزارش جهان نگر ؛

روس‌های قومی توسط دولت‌های ملی‌گرا در بالتیک مورد هدف قرار می‌گیرند و پویایی بالقوه و انفجاری را ایجاد می‌کنند. اظهارات اخیر رئیس جمهور فرانسه و امانوئل ماکرون، امپراتور مشتاق، این گمانه زنی را ایجاد کرده است که جنگ نیابتی بین روسیه و غرب می تواند به آغاز مرحله ای  جدید و خطرناک تبدیل شود. ماکرون بارها با وجود تعجب دیگر رهبران اروپایی پیشنهاد کرده است که فرانسه ممکن است سربازان خود را به دونباس بفرستد تا از فروپاشی نیروهای مسلح اوکراین جلوگیری کند. سایر کشورها احتمالاً برای پیوستن به رئیس جمهور فرانسه در تلاش غیر منطقی او تردید خواهند داشت، اما تحلیلگر اسکات ریتر حدس می زند که کشورهای بالتیک که به طور فزاینده ای ضد روسیه هستند، ممکن است جزو اولین کشورهایی باشند که به کمک نیروهای نظامی اوکراین کمک می کنند.

تنش ها در بالتیک بین نیروهای ملی گرا و روس های قومی که مانند سایر کشورهای اروپای شرقی، اقلیت های قابل توجهی را تشکیل می دهند، در حال افزایش است. آیا درگیری های نژادی می تواند به درگیری های خشونت آمیز در بالتیک منجر شود که در اوکراین رخ داد؟ دن لازار، روزنامه نگار، چهارشنبه به برنامه ساعت بحرانی اسپوتنیک پیوست تا پاسخ این سوال را بررسی کند.

ویلمر لئون مجری برنامه که از مجله اینترنتی آلمانی روایت می کند، گفت: «اشپیگل بین المللی گزارش می دهد، «لیتوانی عرصه  را بر اقلیت روسی خود تنگ می کند». «حدود ۳۰ درصد از جمعیت لیتونی روسی زبان هستند. دولت بر این باور است که آنها می توانند برای ولادیمیر پوتین یک پل ارتباطی برای ورود به این کشور فراهم کنند. جو در این کشور حال متشنج شدن است.»

لازار بیان کرد: «من فکر می کنم مقایسه [با اوکراین] کاملاً، تماماً مناسب است. «در سرتاسر اروپای شرقی شما اساساً رژیم‌های ناسیونالیستی را دارید که ساکنان روسی زبان خود را به‌نوعی بی‌وفا یا مخالف پروژه ملی هدف قرار داده‌اند و اشکال مختلفی از تبعیض را بر آنها اجرا کرده‌اند. این وضعیت به ویژه در لتونی شدت گرفته است، اما در استونی و لیتوانی نیز چنین است.

نویسنده همچنین ادامه داد: "آنها را تهدید به اخراج می کنند، آنها را از کار اخراج می کنند، آنها را مجبور به شرکت در آزمون های زبان می کنند." واشنگتن... مطلقاً چیزی در مورد این سوء استفاده ها نمی گوید، زیرا این موضوع به نفع سیاست خارجی مورد نظر ایالات متحده است»

لئون به خواندن این بخش از مقاله در اشپیگل ادامه داد و داستان یک زن لتونیایی را بازگو کرد که پسر عمویش نامه ای دولتی دریافت کرد که در آن اعلام شده بود "باید فوراً کشور را برای حفاظت از امنیت ملی ترک کند." ماموران فدرال مدت کوتاهی پس از آن در درب منزل او ظاهر شدند و یک ساعت به او فرصت دادند تا قبل از فرستادن او به بازداشتگاه برای اخراج به روسیه، وسایل خود را جمع آوری کند.

لازار گفت: "این ظالمانه است." لتونی برای لتونیایی ها. قبلا آن را کجا شنیده ایم؟"

او خاطرنشان کرد: «همه این کشورها دارای اقلیت‌های گسترده‌ای هستند - زبانی، مذهبی و غیره». ایالات متحده با این نوع ناسیونالیسم بازی می کند و این موضوع فاجعه بار است. این همچنین منجر به یک جنگ شده و به جنگ دیگری نیز منجر خواهد شد.»

لازار پویایی را در منطقه بالتیک شبیه به اوکراین در طول جنگ جهانی دوم توصیف کرد، جایی که شهروندان طرفدار شوروی از اتحاد جماهیر شوروی حمایت کردند و رژیم‌های ملی‌گرا در کنار محور فاشیست قرار گرفتند.

لازار توضیح داد: «آنها یادبودهای جنگ شوروی را تخریب کردند و حداقل در یک مورد، یادبودهایی را برای جشن گرفتن دستاوردهای همدستان جنگ جهانی دوم [نازی ها] برپا کردند». ما حداقل یک میلیون نمونه از این موضوع را در اوکراین دیدیم، جایی که در آن مجسمه‌های استپان باندرا، رهبر همکاری‌گرای طرفدار جنگ جهانی دوم نازی‌ها، در سراسر کشور ظاهر شده است. اما ما آن را در استونی، لتونی و لیتوانی نیز مشاهده کرده ‌ایم.»

«در لیتونی معتقدم کهنه سربازان یک گردان اس اس جنگ جهانی دوم هر ساله رژه هایی را برگزار می کردند که تماشاگران را تشویق می کرد. در لتونی، به اندازه کافی شگفت انگیز، کهنه سربازان سالخورده جنگ که در یگان های پارتیزانی خدمت می کردند - که بسیاری از آنها یهودی بودند - به خاطر جنایات جنگی، چه باور کنید چه نه، تحت تعقیب قرار گرفته اند. بنابراین این کاملاً انفجاری است و سال‌های سال است که در حال نفوذ بوده است.»

لازار هشدار داد که با نزدیک شدن اوکراین به شکست اجتناب ناپذیر خود، درگیری در دونباس به "خطرناک ترین مرحله ی ممکن" می رسد. این روزنامه‌نگار عنوان کرد: «این وحشت می‌تواند شکل‌های انفجاری داشته باشد.

وی همچنین افزود که شکست اوکراین باید باعث شود مردم در سراسر این قاره این سوال را ایجاد کنند که چرا ایالات متحده "منطقه را وارد جنگ می کند". ایالات متحده با حمایت خود از کودتای میدان که رژیم روس هراسی را در کی یف روی کار آورد، نقش کلیدی در بی ثبات کردن اوکراین ایفا کرد. این رویداد منجر به درگیری مسلحانه در منطقه دونباس در این کشور شد و روسیه را مجبور کرد تا در نهایت مداخله کند زیرا دولت کودتا ارتش خود را به سمت نیروهای جدایی‌طلب سوق داد.

لازار ادعا کرد که ایالات متحده مجددا با تخریب خط لوله نورد استریم تنش ها را تشدید کرده است.

نویسنده در پایان بیان کرد: «آنها [اروپا] باید قطعاً به این موضوع [حفاظت از خود] توجه کنند و باید این کار را به شیوه ای منطقی و موثر در طولانی مدت انجام دهند» و این بدان معنا است که کورکورانه ایالات متحده را در مسیری که سرانجام آن به فاجعه ختم می شود دنبال نکنید. رکورد نظامی آمریکا در ۳۰ سال گذشته فوق‌العاده بوده است و نه به معنایی خوب.»

نظرات

پیشنهاد سردبیر